از من و اندوه پر سینه بی خبر چرا
دیر آمدی درستپرستار پروانه و ارغوان بوده ای درست مراقب خوانا ترین ترانه از هق هق گریه بوده ای درستراز دار آواز اهل باران بوده ای درست..خواهر غمگین ترین خاطرات دریا بوده ای درست..اما از من و اندوه پر سینه ، بی خبر چرا؟...دیگر سراغت را از نارنج رها شده در پیاله ی آب نخواهم گرفتدیگر سراغت را از ماه، ما...
شاهرگ های زمین از داغ باران پر شده ست
شاهرگ های زمین از داغ باران پر شده ستآسمانا! کاسه ی صبر درختان پر شده ست زندگی چون ساعت شماطه داره کهنه ایاز توقف ها و رفتن های یکسان پر شده ست چای می نوشم که با غفلت فراموشت کنمچای می نوشم ولی از اشک،فنجان پر شده ست بس که گل هایم به گور دسته جمعی رفته انددیگر از گل های پرپر خاک گلدان پر شده ست دوک ...
مسلمان نشنود کافر نبیند
کجا یعقوب دیده، خوابِ هجرانی که من دیدم کجا یوسف شنیده، وصفِ زندانی که من دیدم زمین در روزگارِ نوح، شد سیراب از باران ولی دریایی از خون شد به طوفانی که من دیدم هم اسماعیل‌ها سر را به تیغ امتحان دادند هم ابراهیم‌ها، در عیدِ قربانی که من دیدم زمین از خونِ خاتم‌بخشی‌اش شد تربتِ اعلا عقیقِ سرخ شد خاکِ س...
چرخ برهم زنم
ای دلِ ریشِ مرا با لبِ تو حقِّ نمکحق نگه دار که من می‌روم، الله مَعَک تویی آن گوهرِ پاکیزه که در عالمِ قدسذکرِ خیرِ تو بُوَد حاصلِ تسبیحِ مَلَکدر خلوصِ مَنَت ار هست شکی، تجربه کنکس عیارِ زرِ خالص نشناسد چو محَکگفته بودی که شَوَم مست و دو بوست بدهموعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یَکبگشا پستهٔ خن...
خوبی بیش از حد
خودش را دوست می پندارد اما دشمن دین استمن آن پیغمبری هستم که آیینش دروغین استچطور از شادی و سر زِندگی با خلق می گوید؟کسی که مثل من در زندگی همواره غمگین استرواج زندگی در من امیدی کاملا واهی ستچو دلداری به گوش مُرده ای در حال تدفین استترازو ها تعادل در کدامین وزن می گنجد؟برای من که تقدیرم پر از بالا ...
کاش هرگز تو را نمی دیدم
چه خوش بودی دلا گر روی او هرگز نمی‌دیدیجفاهای چنین از خوی او هرگز نمی‌دیدیسخن‌هایی که در حق تو سر زد از رقیب منگرت می‌بود دردی سوی او هرگز نمی‌دیدیبدین بد حالی افکندی مرا ای چشم تر آخرچه بودی گر رخ نیکوی او هرگز نمی‌دیدیز اشک نا امیدی کاش ای دل کور می‌گشتیکه زین سان غیر را پهلوی او هرگز نمی‌دیدیترا ...
از من و اندوه پر سینه ، بی خبر چرا؟
دیر آمدی درستپرستار پروانه و ارغوان بوده ای درستمراقب خوانا ترین ترانه از هق هق گریه بوده ای درستراز دار آواز اهل باران بوده ای درست..خواهر غمگین ترین خاطرات دریا بوده ای درست..اما از من و اندوه پر سینه ، بی خبر چرا؟...دیگر سراغت را از نارنج رها شده در پیاله ی آب نخواهم گرفتدیگر سراغت را از ماه، ماه...
ای حسین ای غم تو همدم ما، ای تو خود شاهد اشک و غم ما
ای حسین ای غم تو همدم ما ای تو خود شاهد اشک و غم ماای به هر رنج و غمی محرم ما ای خجل از کرم تو کم ماتو کریمی و تو مولا تو ولی ای جگر گوشه زهرا و علیدل ما غرق غم توست حسین سرما و قدم توست حسینکم ما و کرم توست حسین قبله ی ما حرم توست حسینبه صفای دل صحرا سوگند به دعای شب زهرا سوگندای که ناز تو خریدن دا...
مشكل ما جز شراب چاره ندارد
بريز، مشكل ما جز شراب چاره ندارد...تو هم بيا بزن اى شيخ، استخاره نداردسياهْ مست منم؛ محتسب! تو عقل كه دارىشرابخانه كه باشد، شرابخواره ندارد؟كسى رواست بخندد به چاک پيرهن منكه در وراى قبايش لباس پاره نداردكسى رواست بيايد به سنگسار من اينکكه پشت پرده، زنانى گناهكاره نداردبه بزم كشتن من آمده است سنگدلان...
بیا که وقت بهارست
اگر تو فارغی از حال دوستان یارافراغت از تو میسّر نمیشود ما راتو را در آینه دیدن جمال طَلعت خویشبیان کند که چه بودست ناشکیبا رابیا که وقت بهارست تا من و تو به همبه دیگران بگذاریم باغ و صحرا رابه جایِ سرو بلندْ ایستاده بر لب جویچرا نظر نکنی یار سروِ بالا را ؟شمایلی که در اوصاف حسن ترکیبشمجال نطق نمانَ...
درخت
کوچکترید از آنکه مرا زیر و رو کنیدحتی اگر هر آنچه که دارید رو کنیدکوچکترید ازآن که بدانید من کی اماز کوهها نام مرا پرس وجو کنیدای بادهای سرد مخالف ! منم درختباید که ریشه های مرا جستجو کنیدمن ریشه در شقایق پرخون، نشانده امگلهای سرخ باغ مرا خوب، بو کنیدای بادهای سرد مخالف ! منم درختباید که ریشه های مر...
بی جان بی جان
آن روزها با جانی بودمخسته، نا امید، بی قرار، اما امیدوارحالا بی جان، غمگین ، دلتنگ، بی قرار، بی طاقت...بی جان بی جانای صاحب جان بیا و مرا جانی بده که ... Adblock test (Why?)
به خاطر تو
و من که رهگذری از تبار بارانمهنوز فرق تو را با خودم نمی دانمتو هفت چلچله کوچی بهار تازه ی منمن شکسته اسیر چهل زمستانم"تبر بگیر و برآشوب و تن به تن بشکنمرا که شاخه ای از یک درخت عریانم"شبی بهشت خدا را به خاطر آوردمبه اسم سیب رسیدم شکست دندانمهمان شبی که لبانت شراب می خوردنددو سنگواره ی انسان میان فنج...
من فقط تو را دارم
خدایا یه کاری بکنرویاهای من کجا و جهانی که من هستم کجاآدم های اطرافم و هرآنچه که فکر می کنند برای من قابل قبول نیست.قابل قبول من برای آنها نامفهومهمان طور که آنچه آنها می گویند و می خواهند برای من غیر قابل قبولخدایا خدایا خدایاخیلی خیلی دلم شکستهاز خودم، از آدم های اطرافمو از همه مهم تر از تومگر قرا...
من با چشمام دیدم تو ظل تابستون چقدر زمستون
تابستان دوباره با تیری از کمان روزگار شروع کرد...از پی کدام نشانه با داد از مرداد می رود تا بنشیند بر کدام قلب خزان زده شهریور نمی دانم؟!آن روزها تابستان مهربان تر بود؛با تاب اش تا وسط حوض خیال ما را می برد تا دست مان به آسمان هفتم برسد بی آنکه دلمان بلرزد...حالا این همه بی مهری از پی کدام پاره شدن ...
بهار بی تو
شب از پشت شیشه ی پنجره طغیان میکند و نوازش های مادرمطنین سکوت مطلقی از تضادهای زندگی ست... و من دلم برای سالی که گذشت می سوزدباید نقطه ای بگذارمبرپایانی که هرگز آغازی نداشت!و از سر خط تقدیر دیگری تصویر کنم...علی اکبر فاطمی نایر Adblock test (Why?)
عاشق
عاشق آن است که یا دیده به گل وا نکندیا به غیر از گل روی تو تماشا نکندبه گدای تو اگر هر دوجهان را بخشندرد کند، از تو به غیر از تو تمنا نکندشرر عشق تن و جان کسی را سوزدکه چو پروانه به آتش زده پروا نکندشمع، فیضش همه شعله است به پروانه بگویا که پروا نکند یا پر خود وا نکندچشم بیمار تو بیمار کند هر کس راج...
ربیع رجاء
چون ربيع رجا درآيد، شتاء خوف بگريزد.شمس عشق در برج حمل دل رسد.جهان عقل و علم پر شكوفه هاى نوروز رجا شود. بلبلان زبان بريده به مقراض خوف بر اَغصانِ گلِ انس زمزمه توحيد زنند.هواى جان از تأثير رجا مطيب شود .كاروانيان خليقت در بيابان حقيقت سفر كنند. روح در رياض دل بر تخت مملكت عشق نشيند.در شهر خداى به س...
خدای صبح
تو خودت صبح دل انگیز جهانی به خدا پس تو ای صبح دل انگیز جهان صبح به خیر همایون رحیمیان
چهارشنبه سوری
باشد که او آوازخوانِ آتشما را از تاريکی به روشنايی باز آوردبرکت و گرمای رويا را به ما باز آوردباشد که سرما بميردگرسنگی بميردنفرت و نادانی بميردسید علی صالحی Adblock test (Why?)